استمهاء
مترادفها
ادرار، تخلیه
لغت نامه دهخدا
استمهاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) خرق صف. صف شکستن. یقال: هم یستمهون فی البهم؛ ای یخرقون الصفوف فی الحروب فلایقدر علیهم. ( منتهی الارب )؛ ایشان میشکنند صف ها را در جنگ و کسی را قدرت غلبه بر آنان نیست.
ادرار، تخلیه
استمهاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) خرق صف. صف شکستن. یقال: هم یستمهون فی البهم؛ ای یخرقون الصفوف فی الحروب فلایقدر علیهم. ( منتهی الارب )؛ ایشان میشکنند صف ها را در جنگ و کسی را قدرت غلبه بر آنان نیست.