لغت نامه دهخدا
استعتام. [ اِت ِ ] ( ع مص ) تأخیر در دوشیدن. یقال: استعتموا نعمکم حتی تفیق؛ ای اخروا حلبها حتی یجتمع لبنها. ( منتهی الارب ). || در شبانگاه دوشیده شدن ناقه.
استعتام. [ اِت ِ ] ( ع مص ) تأخیر در دوشیدن. یقال: استعتموا نعمکم حتی تفیق؛ ای اخروا حلبها حتی یجتمع لبنها. ( منتهی الارب ). || در شبانگاه دوشیده شدن ناقه.