استضلال
مترادفها
گمراه کردن، فریب دادن، گمراهی
متضادها
هدایت، راهنمایی
لغت نامه دهخدا
استضلال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) طلب ضلالت کردن. ( منتهی الارب ).
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع. ] (مص ل. ) میل به سایه و در آن نشستن.
ویکی واژه
میل به سایه و در آن نشستن.
گمراه کردن، فریب دادن، گمراهی
هدایت، راهنمایی
استضلال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) طلب ضلالت کردن. ( منتهی الارب ).
(اِ تِ ) [ ع. ] (مص ل. ) میل به سایه و در آن نشستن.
میل به سایه و در آن نشستن.