استصحاح
متضادها
ابطال، رد
لغت نامه دهخدا
استصحاح. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) به شدن از بیماری. ( منتهی الارب ). درست شدن.( تاج المصادر بیهقی ). || صحیح پنداشتن.
ابطال، رد
استصحاح. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) به شدن از بیماری. ( منتهی الارب ). درست شدن.( تاج المصادر بیهقی ). || صحیح پنداشتن.