استشفاف
متضادها
ابهام، تاری
لغت نامه دهخدا
استشفاف. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) ماورای چیزی را دیدن. ( منتهی الارب ). دیدن چیزی از پس چیزی شفاف: استشف الثوب؛ نگه کرد ماوراء آن را. ( منتهی الارب ). || دیدن.
جمله سازی با استشفاف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تحلیلگران سیاسی با بررسی دقیق اظهارات اخیر مقامات، سعی در استشفاف از سیاستهای اقتصادی آینده و تغییرات احتمالی در رویکردهای دیپلماتیک کشور دارند.
💡 درک عمیق از مفاهیم پیچیده فلسفی نیازمند استشفاف از لایههای پنهان متن و توجه بسیار دقیق به زبانشناسی نویسنده در تمامی بخشهای اثر است.
💡 از طریق مطالعه مستمر آثار این دانشمند بزرگ، میتوان به استشفاف از الگوهای فکری او و نحوه برخورد وی با چالشهای علمی دست یافت.