استحاء
مترادفها
حیا، شرم، پاکدامنی
متضادها
بیشرمی، وقاحت، جسارت
لغت نامه دهخدا
استحاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) ستردن موی. ( منتهی الارب ). || شرم داشتن از کسی. استحیاء.
حیا، شرم، پاکدامنی
بیشرمی، وقاحت، جسارت
استحاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) ستردن موی. ( منتهی الارب ). || شرم داشتن از کسی. استحیاء.