ازناق تصویر معنی ازناق لغت نامه دهخدا ازناق. [ اِ ] ( ع مص ) تنگی کردن در نفقه بر عیال خود. ( منتهی الارب ). تقتیر. تضییق بر عیال. کلمات مرتبط خطال تمون دنوق عیاله