دنوق

لغت نامه دهخدا

دنوق. [ دَ ] ( ع ص ) کسی که نفقه را بر عیال خود تنگ کند.ج، دُنُق. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
دنوق. [ دُ ] ( ع مص ) تتبع و جستجو کردن مداق امور را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

اوزوم یعنی چه؟
اوزوم یعنی چه؟
پیش ابستنی یعنی چه؟
پیش ابستنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز