لغت نامه دهخدا
ارطال. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ رطل. ( دهّار ).
ارطال. [ اِ ] ( ع مص ) فروهشته شدن هر دو گوش. || پسر سست و نرم اعضا زادن. ( منتهی الأرب ).
ارطال. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ رطل. ( دهّار ).
ارطال. [ اِ ] ( ع مص ) فروهشته شدن هر دو گوش. || پسر سست و نرم اعضا زادن. ( منتهی الأرب ).
جمع رطل
فرو هشته شدن هر دو گوش