لغت نامه دهخدا
ارجحنان. [ اِ ج ِ ] ( ع مص ) مائل گردیدن. گرائیدن. بچسبیدن. ( زوزنی ). || جنبیدن. || یکبار افتادن. || بلند و نمایان شدن سراب.
ارجحنان. [ اِ ج ِ ] ( ع مص ) مائل گردیدن. گرائیدن. بچسبیدن. ( زوزنی ). || جنبیدن. || یکبار افتادن. || بلند و نمایان شدن سراب.