فرهنگ معین
(اِ قَ ) [ ع. اذاقة ] (مص م. ) ۱ - چشانیدن. ۲ - چیزی آزمودن. ۳ - مکافات امری را نمودن.
(اِ قَ ) [ ع. اذاقة ] (مص م. ) ۱ - چشانیدن. ۲ - چیزی آزمودن. ۳ - مکافات امری را نمودن.
چشاندن، چشانیدن، مزۀ چیزی را به کسی چشاندن.
چشانیدن.
چیزی آزمودن.
مکافات امری را نمودن.