اخفاض
مترادفها
کاهش، پایین آوردن، فروکاستن
متضادها
افزایش، بالا بردن
لغت نامه دهخدا
اخفاض. [ اِ ]( ع مص ) زن را ختنه کردن: اخفضت الجاریة اخفاضاً؛ ختنه کرد خویشتن را آن جاریه. || رفتن نرم. ( آنندراج ). || تن آسانی کردن. ( آنندراج ).
کاهش، پایین آوردن، فروکاستن
افزایش، بالا بردن
اخفاض. [ اِ ]( ع مص ) زن را ختنه کردن: اخفضت الجاریة اخفاضاً؛ ختنه کرد خویشتن را آن جاریه. || رفتن نرم. ( آنندراج ). || تن آسانی کردن. ( آنندراج ).