اجحاح تصویر معنی اجحاح لغت نامه دهخدا اجحاح. [ اِ ] ( ع مص ) اجحاح مراءة؛ آبستن شدن زن. ( و اکثر استعمال آن در سباع است ). کلمات مرتبط ابستن شدن استسعال ابستن گردانیدن اختمار تحییض گزارش محتوای نامناسب