اختلاف کیفی مقدمتین
«اختلاف کیفی مقدمتین» در علم منطق یکی از شرایط مهم در شکل دوم قیاس اقترانی است و به حالتی گفته میشود که دو مقدمه قیاس از نظر کیف، یعنی از جهت ایجاب یا سلب بودن، با یکدیگر متفاوت باشند. در این نوع قیاس، برای اینکه نتیجهگیری صحیح و قابل اعتماد به دست آید، لازم است یکی از مقدمهها ایجابی و دیگری سلبی باشد، زیرا اگر هر دو مقدمه از یک نوع باشند، یعنی هر دو ایجابی یا هر دو سلبی، قیاس به نتیجه درست منتهی نمیشود. در واقع، اختلاف کیفی مقدمتین باعث ایجاد تعادل منطقی در ساختار استدلال میشود و از اشتباه در نتیجهگیری جلوگیری میکند. در شکل دوم قیاس، اگر این شرط رعایت نشود، ممکن است ارتباط میان موضوعات بهدرستی تحلیل نشود و نتیجه یا کاملاً نادرست یا نامشخص باشد. همچنین صرف اختلاف در کیف کافی نیست و باید شرط دیگری نیز وجود داشته باشد و آن کلی بودن مقدمه کبری است تا استدلال از نظر منطقی کامل شود. دلیل این ضرورت آن است که اگر کبری جزئی باشد، نمیتوان بهطور قطعی درباره همه موارد حکم صادر کرد و نتیجه دچار ابهام میشود. برای مثال، ممکن است دو مفهوم در برخی ویژگیها مشترک باشند اما این اشتراک به معنای رابطه کلی میان آنها نیست. بنابراین منطقدانان تأکید کردهاند که برای صحت این شکل از قیاس، هم اختلاف کیفی مقدمتین و هم کلیت کبری باید رعایت شود. در غیر این صورت، استدلال گاهی به نتیجه درست و گاهی به نتیجه غلط منتهی میشود که نشاندهنده بیاعتباری آن قیاس است. به همین دلیل، اختلاف کیفی مقدمتین یکی از شروط اساسی برای تولید نتیجه صحیح در شکل دوم قیاس اقترانی به شمار میآید.
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] اختلاف کیفی مقدمتین یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای شرط انتاج شکل دوم قیاس اقترانی است.
شکل دوم قیاس اقترانی در صورتی منتج است که دو مقدمه آن در جهت و کیف؛ سلب و ایجاب مختلف باشند. این شکل با اتفاق در کیف و جهت نتیجه نمی دهد، چون انسان و اسب در حمل حیوانیت بر آن دو، و سلب حجریت از آن دو مشترک اند، ولی این امر سبب حمل یکی از آن دو بر دیگری نمی شود. از سوی دیگر، انسان و ناطق نیز در حمل حیوانیت بر آن دو و سلب حَجَریت مشترک اند، ولی این امر، سببب سلب یکی از آن دو از دیگری نمی شود، زیرا اشیای متباین و غیر متباین، گاهی در این مشترک اند که چیزی بر آنها حمل و یا از آنها سلب شود.البته برای تحقق انتاج معتبر، اختلاف در کیف کافی نیست، بلکه به شرط دیگری نیز نیاز است. آن شرط، کلیت کبراست، زیرا حصول شرط اول با جزئیت کبرا اقتضا ندارد، مگر مباینت بین اصغر و بعضی از اکبر را، اما معلوم نمی شود که آیا در بعض دیگر آیا تلاقی دارند یا نه؛ بنابراین سلب اکبر از اصغر ممکن نیست؛ مانند اینکه اسود را بر کلاغ حمل کنیم و آن را از بعضی حیوانات یا بعضی مردم سلب کنیم، که سلب حیوان از کلاغ و یا حمل انسان بر کلاغ لازم نمی آید.پس علّت اینکه دو مقدمه این شکل باید از لحاظ کیف مختلف باشند این است که در غیر این صورت در نتیجه اختلاف حاصل می شود؛ یعنی گاه صحیح است و گاه غلط، و این، دلیل عُقم و عدم انتاج است.