اتعاس

مترادف‌ها

سختی‌ها، رنج‌ها، مشقت‌ها، گرفتاری‌ها

متضادها

شادی، مسرت، خوشی

لغت نامه دهخدا

اتعاس. [ اِ ] ( ع مص ) برروی افکندن. ( تاج المصادر بیهقی ). بروی درافکندن. || بدبخت گردانیدن. || هلاک کردن. || خوار کردن.