لغت نامه دهخدا
ابوصبح. [ اَ ص ُ ]( ع ص مرکب، اِ مرکب ) مردم مجهول النسب. کوی یافت، که شب در کوی افکنند تا صباح اهل خیر از راه برگیرند.
ابوصبح. [ اَ ص ُ ]( ع ص مرکب، اِ مرکب ) مردم مجهول النسب. کوی یافت، که شب در کوی افکنند تا صباح اهل خیر از راه برگیرند.