ابورشدین

لغت نامه دهخدا

ابورشدین. [ اَ رِ ] ( اِخ ) زیاد. از روات است و از عقبةبن عامر روایت کند.
ابورشدین. [ اَ رِ ] ( اِخ ) کُرَیب، مولی ابن عباس. محدث است.
ابورشدین. [ اَ رِ ] ( اِخ ) کُرَیب بن ابرهه. محدث است.