لغت نامه دهخدا
ابنود. [ اَ ] ( اِخ ) نام قریه ای از صعید نزدیک قفط دارای بستانها و نخلستانها و چرخشت و پادنگها شکر را.
ابنود. [ اَ ] ( اِخ ) نام قریه ای از صعید نزدیک قفط دارای بستانها و نخلستانها و چرخشت و پادنگها شکر را.
نام قریه از صعید نزدیک قفط دارای بستانها و نخلستانهای و چرخشت و پادنگها شکر را