ابناءالسبیل

مترادف‌ها

رهگذران، مسافران، غریبان

لغت نامه دهخدا

ابناءالسبیل. [ اَ ئُس ْ س َ ] ( ع اِ مرکب ) مردم راهگذری. مردم رهگذری. راهگذریان. مردم کاروانی که در زادبوم خویش توانگر و اکنون در سفربی برگ و درویش مانده اند. ج ِ ابن السبیل:
روز دیگر بهر ابناءالسبیل
روز دیگر مر مکاتب را کفیل.مولوی.گفت ای پشت و پناه هر نبیل
مرتجی و غوث ابناءالسبیل.مولوی.و رجوع به ابن سبیل شود.

جمله سازی با ابناءالسبیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در آموزه‌های دینی، میهمان‌نوازی و حمایت از ابناءالسبیل که در راه گم شده‌اند، یکی از واجب‌ترین وظایف اجتماعی و اخلاقی برای هر انسانی است.

💡 خیریه‌های مختلف همواره تلاش می‌کنند تا از حقوق ابناءالسبیل در مسیرهای دوردست حمایت کرده و نیازهای اساسی آن‌ها را در طول سفر تأمین کنند.

💡 طبق سنت‌های قدیمی، هر مسافری که با ابناءالسبیل روبرو می‌شد، موظف بود با بخشندگی و مهربانی با آن‌ها رفتار کرده و به آن‌ها کمک کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران