لغت نامه دهخدا
ابن العرمرم. [ اِ نُل ْع َ رَ رَ ] ( اِخ ) عبداﷲ، مکنی به ابوالقاسم. وفات او به بطایح. او راست: کتاب الخراج. ( از ابن الندیم ).
ابن العرمرم. [ اِ نُل ْع َ رَ رَ ] ( اِخ ) عبداﷲ، مکنی به ابوالقاسم. وفات او به بطایح. او راست: کتاب الخراج. ( از ابن الندیم ).