لغت نامه دهخدا
ابذان. [ اَ ] ( ص، اِ ) خاندان و دودمان و سزاوار و مستحق و خبر دادن. ( مؤیدالفضلا ). چنانکه در کلمه ابدان گفته شد این کلمه مجعول بنظر می آید و محتمل است کلمه ابذان در معنی خبر دادن مصحف ایذان عرب باشد.
ابذان. [ اَ ] ( ص، اِ ) خاندان و دودمان و سزاوار و مستحق و خبر دادن. ( مؤیدالفضلا ). چنانکه در کلمه ابدان گفته شد این کلمه مجعول بنظر می آید و محتمل است کلمه ابذان در معنی خبر دادن مصحف ایذان عرب باشد.