لغت نامه دهخدا
شبان فریو. [ ش ُ / ش َ ف َی ْوْ ] ( اِ مرکب ) شبان فریب که پرنده شبان بازی ده باشد. ( برهان قاطع ). به معنی شبان فریب و شبان فریوک است. ( از آنندراج ). رجوع به شبان فریب، شبان فریبک و شبان فریوک شود.
شبان فریو. [ ش ُ / ش َ ف َی ْوْ ] ( اِ مرکب ) شبان فریب که پرنده شبان بازی ده باشد. ( برهان قاطع ). به معنی شبان فریب و شبان فریوک است. ( از آنندراج ). رجوع به شبان فریب، شبان فریبک و شبان فریوک شود.
شبان فریب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو موسیی ولیک شبانی دری هنوز تو یوسفی ولیک هنوز اندر این چهی
💡 شبان گفت کای خسروِ تختگیر به تاج تو عالم عمارتپذیر
💡 سگ بود اولی ز شبان بزرگ کز رمه بستاند و بخشد به گرگ
💡 کز ایران که و مه شناسد همه بگوید نشان شبان و رمه
💡 شبان به خواب وز آن بی خبر که افتاده ست هزار گرگ فزون در رمه به صورت میش
💡 به روزان و شبان این بود کارش نبود از کار او یکدم قرارش