لغت نامه دهخدا
سعادت انتما. [ س َ دَ اِ ت ِ ] ( ص مرکب ) مقرون بسعادت. توأم با سعادت: بر ضمیر صواب نمای صاحبقران سعادت انتما خطور نمود. ( حبیب السیر ص 124 ).
سعادت انتما. [ س َ دَ اِ ت ِ ] ( ص مرکب ) مقرون بسعادت. توأم با سعادت: بر ضمیر صواب نمای صاحبقران سعادت انتما خطور نمود. ( حبیب السیر ص 124 ).
مقرون بسعادت. توام با سعادت بر ضمیر صواب نمای صاحبقران سعادت انتما خطور نمود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان سعادتآباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۵۰ نفر (۱۸ خانوار) بودهاست.
💡 زاهدان از دولت درد نو غافل مانده اند این سعادت را ز عشقت جان ما دارد امید
💡 سعادت آباد، روستایی از توابع بخش چمستان شهرستان نور در استان مازندران ایران است..
💡 می برد گوی سعادت از میان رهروان هر که از سر پای می سازد به جست و جوی دوست
💡 از سعادت آنچه گنجد در خم هفت آسمان مقتضای طالع سعدت هم اکنون باد و هست
💡 وان شمس و آن قمر را زان رو نظر به تست کاندر سعادتی تو چو برجیس مشتهر