لغت نامه دهخدا
تاس گردان. [ گ َ ] ( نف مرکب ) تاس بین. ( فرهنگ نظام ). رجوع به تاس بین شود.
تاس گردان. [ گ َ ] ( نف مرکب ) تاس بین. ( فرهنگ نظام ). رجوع به تاس بین شود.
( صفت ) تاس بین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از این زندان خلاصی بخش خود را وجود خویشتن گردان اَحَد را
💡 هر ذره را ز فضلت خورشیدییی دگر ده خورشید فضل خود را بر جمله رام گردان
💡 چنین بود تا بود گردان سپهر گهی زهر و کین و گهی نوش و مهر
💡 یک نیم مست مگذار ساقی درین خرابات هر ماه نو که سر زد ماه تمام گردان
💡 امام صادق عليه السلام فرمود: هرگاه مردى رادوست داشتى او را ازآن آگاه گردان زيرااعلام محبت، دوستى ميان شما را پابرجاتر مى كند. (119)
💡 (اما اگر روزى گردان شويد، آيا جز اين انتظار مى رود كه در زمين فساد كنيد و قطعرحم نمائيد - آنها كسانى هستند كه خداوند آنها را از رحمت خود دور ساخته، گوشهايشانرا كور نموده است ).