افق حسی
مترادفها
مرز ادراکی، قلمرو حسی
لغت نامه دهخدا
افق حسی. [ اُ ف ُ ق ِ ح ِس ْ سی ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) دایره ایست که بدیدار مردم گرد بر گردزمین است. ابوریحان گوید: افق دو گونه است یکی حسی و دیگر حقیقی؛ اما حسی آن دایره است که از قبه آسمان بزمین همی رسد و همچون دایره ای باشد گرد برگرد مردم. و چون بر پشت زمین باشیم او را همی بینیم. او کره فلک را بحقیقت بدونیم نکند ولیکن آن پاره که زبر او باشد کمتر بود از آن پاره که نبینیم و از ما غایبست. ( از التفهیم ص 62 ). دایره افق بدقتی که علمای هیئت کرده اند سه قسم است: حقیقی، حسی، ترسی. افق ترسی را هم گاه افق حسی و افق حسی را افق مرئی و شعاعی و افق رؤیت نیز خوانند. افق حسی دایره صغیره ایست مماس سطح زمین و موازی با افق حقیقی. و چون صغیر است کره را دو نیم نمی کند. خط سمت الرأس و سمت القدم یعنی قطری که از مرکز زمین باستقامت شخص خارج می شود بر سطح دایره افق حسی عمود خواهد بود. و همچنین عمود بر افق حقیقی خواهد بود. پس دو دائره افق حسی و حقیقی موازی خواهند بود. ( از حاشیه التفهیم چ همایی ص 62 ).
فرهنگ فارسی
دایره ایست که بدیدار مردم گرد بر گرد زمین است.
جمله سازی با افق حسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خورشید از کدام افق سربرآورد؟ آفاق پر شده است ز گفت و شنود ما
💡 و يا من قضى بحق على نفس كل خلق وفاه بكل افق فما ينفع التوقى من الموت و الحتوم
💡 چندان بزی که از افق چرخ سرمه رنگ دست فنا سپیده ی محشر برآورد
💡 دزدد چو کودکان فلک از کیسه افق این قرص را که نام نهد اختر آفتاب
💡 فردریک پوهل در سال ۱۹۸۰ دنبالهای بر آن نوشت که با نام فراسوی افق رخداد آبی منتشر شد.
💡 تخت سلطان هنر بر افق چشم و دل است خسرو خاوری این خیمه و خرگاهش نیست
💡 در مباحث پدیدارشناسی، افق حسی به محدودهای اشاره دارد که در آن ادراک انسان از اشیاء و محیط اطراف خود شکل میگیرد و معنا مییابد
💡 هر انسان بر اساس تجربیات گذشته خود، دارای یک افق حسی متفاوت است که باعث میشود جهان را از زاویهای منحصربهفرد و خاص مشاهده کند
💡 درک تغییرات در افق حسی مخاطبان میتواند به نویسندگان و هنرمندان کمک کند تا آثار خود را به شکلی اثرگذارتر با واقعیتهای موجود تطبیق دهند