افق مرئی
مترادفها
افق دید، خط افق
لغت نامه دهخدا
افق مرئی. [ اُ ف ُ ق ِ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) افق حسی. رجوع به افق حسی شود.
فرهنگ فارسی
افق حسی.
فرهنگستان زبان و ادب
{visible horizon} [مهندسی نقشه برداری] ← افق ظاهری
جمله سازی با افق مرئی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یک ویژگی بخش مرکز تجاری که جهانگردان خارجی را بیش از همه متوجه خود میکند، افق مرئی آن است. افق مرئی شهر نایروبی با بسیاری از شهرهای آسیایی و آمریکایی مقایسه شدهاست. این در اثر وجود یک بازوی متحرک ساختمانی (جراثقال) پس از استقلال و نمونهای دیگر از آن در اواخر دهه ۱۹۹۰و اویل سالهای ۲۰۰۰به وجود آمدهاست. بیشتر آسمانخراشهای این منطقه، مراکز تجاری و شرکتی همچون M &I میباشند. بمبگذاری در سفارت ایالات متحده در این بخش رخ داده که سبب شد تا ساختمان جدید سفارت در نواحی حومه قرا گیرد.
💡 امواج زمینی (به انگلیسی: Ground waves) امواج رادیویی هستند که به موازات و در مجاورت سطح زمین منتشر میشوند و انحنای زمین فراتر از افق مرئی را دنبال میکنند. این تابش به عنوان موج سطحی نورتون (به انگلیسی: Norton surface wave) یا به عبارت بهتر موج زمینی نورتون (به انگلیسی: Norton surface wave) شناخته میشود، زیرا امواج زمینی در انتشار رادیویی به سطح محدود نمیشوند.
💡 وقتی خورشید در حال غروب کردن است، افق مرئی به دلیل پراکندگی نور در اتمسفر تغییر رنگ میدهد و صحنهای بسیار زیبا و خیرهکننده را خلق میکند.
💡 دریانوردان قدیمی برای تعیین دقیق موقعیت خود از مشاهده افق مرئی و ستارهها استفاده میکردند تا مسیر حرکت کشتی را در پهنه بیکران دریا پیدا کنند.
💡 ارتفاع بسیار بالای کوهستان باعث میشود که افق مرئی گستردهتر شده و فرد بتواند مناظر بسیار دور و وسیعی را از فراز قله مشاهده نماید.