روح حسی
مترادفها
روح محسوس
متضادها
عقلی، معنوی
لغت نامه دهخدا
روح حسی. [ ح ِ ح ِس ْ سی ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) جنبه ادراک حسی روح است. و رجوع به مصنفات باباافضل ج 1 رساله 1 ص 31 شود.
فرهنگ فارسی
جنبه ادراک حسی روحی است
جمله سازی با روح حسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ویژگیهای فیزیکی و حسی را درک میکنند و میتوانند به روح مکان برسند. دهه 197۰ اوج علاقه طراحان به کشف رابطه افراد با
💡 در متون فلسفی کلاسیک، روح حسی به عنوان بخشی از وجود انسانی تعریف میشود که مسئول دریافت و پردازش اطلاعات از طریق پنج حس اصلی است.
💡 فیلسوفان معتقدند که روح حسی پل ارتباطی میان دنیای مادی و درک ذهنی انسان است که بدون آن امکان شناخت محیط پیرامون وجود نخواهد داشت.
💡 تمایز میان روح حسی و روح عاقله در مباحث روانشناسی سنتی، به درک بهتر نحوه تعامل ذهن با محرکهای بیرونی و درونی انسان کمک میکند.