پروا کردن

لغت نامه دهخدا

پروا کردن. [ پ َرْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) باک داشتن. اکتراث. || پروای کسی کردن. التفات بدو کردن. ارتقاع: مااُعیج ُ به؛ باک آن ندارم و پروا نکنم. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- باک داشتن پروا داشتن. ۲- التفات کردن.

جمله سازی با پروا کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به جامی دستگیری کن (مرا) ای عشق بی پروا که نتوان زندگی زین بیش در بند حیا کردن

ادریان یعنی چه؟
ادریان یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز