لغت نامه دهخدا
هرموگنس. [ هَِ م ُ گ ِ ن ِ ] ( اِخ ) هرموژن. از سرداران بیزانس در جنگ با کسری انوشیروان. ( از ایران در زمان ساسانیان کریستن سن ترجمه رشید یاسمی چ 2 ص 391 ). رجوع به هرموژن شود.
هرموگنس. [ هَِ م ُ گ ِ ن ِ ] ( اِخ ) هرموژن. از سرداران بیزانس در جنگ با کسری انوشیروان. ( از ایران در زمان ساسانیان کریستن سن ترجمه رشید یاسمی چ 2 ص 391 ). رجوع به هرموژن شود.
هِرموگِنِس (قرن ۲م)(Hermogenes)
عالم یونانی فن بیان. متولد طرسوسو نابغۀ خردسال. بخش های باقی مانده از کتاب فن سخن وریعبارت اند از «در باب قضایای حقوقی»، «در باب ابداع جدل»، «در باب سبک های گوناگون»، «در باب روش مؤثر سخن گفتن»، و «تمرین های فن بیان».
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کراتیلوس نام یکی از کتابهای نوشته افلاطون، فیلسوف یونانی است که به گفتگوی میان سقراط، کراتیلوس و هرمگنس میپردازد. اکثر محققان مدرن متفقالقول هستند که این کتاب در دوران میانی افلاطون نوشته شده است. در این گفتگو، دو مرد، کراتیلوس و هرموگنس، از سقراط میخواهند که به آنها بگوید که آیا نامها متعارف هستند یا طبیعی؛ یعنی آیا زبان سیستمی از نشانههای دلخواه است یا کلمات رابطهای ذاتی با چیزها دارند.