لغت نامه دهخدا
( کوزه آویز ) کوزه آویز. [ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) هرچیز که کوزه را بدان آویزان کنند. ( ناظم الاطباء ).
( کوزه آویز ) کوزه آویز. [ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) هرچیز که کوزه را بدان آویزان کنند. ( ناظم الاطباء ).
( کوزه آویز ) هرچیز که کوزه را بدان آویزان کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باده از غیبست و کوزه زین جهان کوزه پیدا باده در وی بس نهان
💡 وانگه که ز خاکِ تنِ من کوزه کنند گر آب در آن کوزه کنی خون گردد
💡 در می شده من غرقه چون ساغر و چون کوزه با یار درافتاده بیحاجب و بیپرده
💡 روز توی روزه توی حاصل دریوزه توی آب توی کوزه توی آب ده این بار مرا
💡 هزار بار خم و کوزه کردهاند مرا هنوز تلخ مزاجم ز مرگ شیرین کار