لغت نامه دهخدا
نرخ داروغه. [ ن ِ غ َ / غ ِ ] ( اِ مرکب ) متصدی بازار که تعیین می کند نرخ غله را. ( ناظم الاطباء ).
نرخ داروغه. [ ن ِ غ َ / غ ِ ] ( اِ مرکب ) متصدی بازار که تعیین می کند نرخ غله را. ( ناظم الاطباء ).
متصدی بازار که تعیین می کند نرخ غله را ?
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماءمورين موضوع را به داروغه شهر گزارش دادند، داروغه ماجرا را به اطلاع خليفه(موسى هادى ) رسانيد. خليفه دستور داد صاحب خانه اى را كه جنازه در پشت بام او كشفشده است احضار كنند، تا پيرامون قتل مزبور از وى تحقيقاتى بهعمل آورد.
💡 این تعداد زیاد، ابتدا به در خانه داروغه شهر رفتند و خواستند که با شورشیان همراه شود وگرنه تنبیه خواهد شد.
💡 سپس كاغذى كه مشتملبر دعوى خود بود و مهر عده اى از اعيان بصره پاى آن بود، در آورد و به داروغه نشانداد. دو نقر گواه هم آورد و آنها موضوع را گواهى كردند.
💡 میرعلی بیک ورقا، در دوران قاجار از حدود سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰ هجری قمری رئیس احتسابیه قاینات و داروغه بیرجند بودهاست.
💡 تپه داروغه مربوط به دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان شوشتر، روستای عرب اسد واقع شده و این اثر در تاریخ ۵ آذر ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۳۷۷ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.