لغت نامه دهخدا
قاطل ابیه. [ طِ ل ُ / ل ِ اَ ] ( ع اِ مرکب ) قاتل ابیه. ( فهرست مخزن الادویة ). رجوع به قاتل ابیه شود.
قاطل ابیه. [ طِ ل ُ / ل ِ اَ ] ( ع اِ مرکب ) قاتل ابیه. ( فهرست مخزن الادویة ). رجوع به قاتل ابیه شود.
قاتل ابیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ((خليفه به دليل بدرفتارى با مسلمين مستحققتل بود. قاطلان وى كسانى كه بدان راضى بودند، جمهور صحابه بزرگوار بودند واصلا معقول نبود كه حسنين (ع ) در مقابل اينان ايستاده باشند.)) گوييم: