لغت نامه دهخدا
رنگ پذیرفتن. [ رَ پ َ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) رنگ گرفتن. رنگ برداشتن. ( بهار عجم ). رجوع به رنگ گرفتن و رنگ برداشتن شود.
رنگ پذیرفتن. [ رَ پ َ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) رنگ گرفتن. رنگ برداشتن. ( بهار عجم ). رجوع به رنگ گرفتن و رنگ برداشتن شود.
رنگ گرفتن رنگ برداشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقتی حاکم کرمان بنام نصرتالدوله که پسر فرمانفرما هم بود قالیچهای به بهانهٔ کمک به نشریهٔ صوراسرافیل میفرستد، دهخدا در جلسه فوقالعاده صوراسرافیل با پذیرفتن این کمک مخالفت کرد. سپس در شمارة ۱۵ روزنامه (چهارشنبه ۲۹ رمضان ۱۳۲۵ هـ. ق) از قول «اویارقلی» به شیوهٔ طنز نوشت:
💡 خوشنویسی عبارت است از پذیرفتن تقیداتی در نوشتار است یعنی وقتی که خوشنویسی می کنیم باید بدانیم که یکسری قوانین را باید رعایت کنیم.
💡 اما با تمام تواناییهای ذکر شده در بالا، دکتر منهتن بدون اینکه قادر به احساس واقعی و پذیرفتن مسائل با ادراک و آگاهی اولیه آنها باشد، شروع به از دست دادن دیدگاه انسانیت و حس شوخطبعی خود میشود.
💡 نادر نیز در نامهای مؤدّبانهای که به سلطان عثمانی عبدالحمید یکم نوشت، به او فهماند که اگر بیش از این در پذیرفتن شرایط او تعلّل ورزد او به قلمرو عثمانی حمله خواهد کرد و شرایطش را به زور خواهد قبولاند.