تنزوی ختائی

لغت نامه دهخدا

تنزوی ختائی. [ ] ( اِ مرکب ) قرصی است مصنوع سرخ مایل به تیرگی و بعضی مایل به سبزی و اغبر و این قسم عصاره گیاهی است. و سرخ او مغشوش به طین ارمنی و امثال آن است... ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به همان کتاب شود.

فرهنگ فارسی

قرصی است مصنوع سرخ و مایع به تیرگی و بعضی مایل به سبزی واغبر و این قسم عصاره گیاهی است.

جمله سازی با تنزوی ختائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مانندهٔ آن مرد ختائی که به بلخ برکرد چراغ و آشنائی می‌جست

💡 دلا خون شو از غم که خون است اول در آخر شود نافه مشک ختائی

💡 روی کمخای ختائی چو بدیدم گفتم الحق آراسته حسنی و جمال دارد

💡 آن ترک ختائی بچه آیا چه خطا دید کامروز علی رغم بد آموز نیامد

💡 دف حلقه تن و حلقه بگوش است همه تن در حلقه سگ تازی و آهوی ختائی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران