لغت نامه دهخدا
باد شمردن. [ ش ِ / ش ُ م َ / م ُ دَ ] ( مص مرکب ) بهیچ شمردن. بچیزی نشمردن. رجوع به باد و باد داشتن شود.
باد شمردن. [ ش ِ / ش ُ م َ / م ُ دَ ] ( مص مرکب ) بهیچ شمردن. بچیزی نشمردن. رجوع به باد و باد داشتن شود.
بهیچ شمردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همانطور که شواهد بر روی چوبخط نشان میدهد، مردم پیشاتاریخ میتوانستند اشیاء فیزیکی را بشمرند و توانایی شمردن اشیاء تجریدی مثل روز، فصل و سال را نیز داشتند.
💡 340- بهدليل سرپيچى عده اى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله او (از خليفهاول ) و مردود شمردن او و سرزنش نمودن او را نسبت به كارش.
💡 ترجمه: خداى سبحان امامت را جهت آرامش ونظم مردم و طاعت و پيروى او را براىبزرگ شمردن مقام امامت، قرار داده است.
💡 ((ناسيوناليسم ))، از واژه (ناسيون ) به معناى ((ملّت )) مشتق است و مفهوم ملّى گرايىمتعصب و دشمنى با ساير ملل را در بردارد، بنابر اين، با ميهن پرستى و دفاع از حقّحاكميّت ملّى، فرق روشنى دارد؛ زيرا مفهوم حقّ حاكميّت ملّى عبارت است از ضد استبدادفردى و يا گروهى، ولى مفهوم ((ناسيوناليسم )) به معنى برتر شمردن و والا دانستنهمه خصايل و ويژگى هاى ملت خود بر ملّتهاى ديگر است.
💡 2 - پـاك شمردن و تنزيه خدا از هر عيب و نقص و ظلم و ستم، و هر گونه گمان سوء درباره ذات پاك او.