لغت نامه دهخدا
ایمه مدد. [ اَ م ِ م َ دَ ] ( اِ مرکب ) کسی که اراضی خراج را متصرف باشد. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ).
ایمه مدد. [ اَ م ِ م َ دَ ] ( اِ مرکب ) کسی که اراضی خراج را متصرف باشد. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ).
کسیکه اراضی خراج را متصرف باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خیزم و افتمت زپی ایمه کاروان من گر نگری به باز پس گریه کنی بحال من
💡 این روایات اغلب در موضوعات فقهی و نیز معرفی امامت ایمه مسلمین میباشد.
💡 رویت ایمه آفتاب و زلف شبرنگ زحل تا به کی باشد که او تاثیر باید کردنش
💡 برد آبرویم آرزو، ایمه کدام آب و چه رو روی از کجا و آب کو، خود در غم آن نیستم
💡 آشنا سیمرغوار اندر جهان نایافت شد ایمه از سیمرغ بگذر کاشنا نایافتتر
💡 عدوت چون تو تواند شد ایمه او سگ کیست؟ که حیله جوید و از گربه شیر نر سازد