لغت نامه دهخدا
اسپ سار. [ اَ ] ( اِ مرکب ) در عجائب المخلوقات آمده که به جزایر چین نوعی حیوان است درازبالا، سرش مانند اسپ و تن مانند آدمی و دو پر دارد که ممد رفتارشان میشود!
اسپ سار. [ اَ ] ( اِ مرکب ) در عجائب المخلوقات آمده که به جزایر چین نوعی حیوان است درازبالا، سرش مانند اسپ و تن مانند آدمی و دو پر دارد که ممد رفتارشان میشود!
( صفت ) جمع: اسب ساران جانورانی افسانهیی که سر اسب و تن آدمی دارند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به اسپ سخن داد پیشاش لگام بر آهخت تیغ پیام از نیام
💡 چنان تاختن بر که اسپان ز کار نباشند سست ار بود کارزار
💡 زدش بر سر و ترگ و خفتان کین به دو نیم شد مرد با اسپ و زین
💡 بزد اسپ و زان جایگه بازگشت بران پیل وان بستگان برگذشت
💡 تو مردان جنگی کجا دیدهای که بانگ پی اسپ نشنیدهای
💡 نبیره فرود آمد از اسپ،زود نیا را فراوان ستایش نمود