لغت نامه دهخدا
اسب ساران. [ اَ ] ( اِ مرکب ) جانوران که سر اسب و تن آدمی دارند. رجوع به اسپ ساران شود.
اسب ساران. [ اَ ] ( اِ مرکب ) جانوران که سر اسب و تن آدمی دارند. رجوع به اسپ ساران شود.
جانوران که سر اسب و تن آدمی دارند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بقای شیفته ساران بدل شدی به فنا وجود بیهدهکاران بدل شدی به عدم
💡 اگر دانی که مهمانی چرا پس پست ننشستی؟ بباید بهر تو یکسر زخوان ساران و پایانش
💡 اگر حکمت بیاموزی تو تخمی چرخ گردان را توی ظاهر توی باطن توی ساران توی پایان
💡 بخش چشمه ساران یکی از بخشهای شهرستان آزادشهر در استان گلستان ایران است.
💡 سکونت و استقرار در این روستا به سابقه وجود آب و چشمه ساران گوارایش بازمیگردد.