وحفه

مترادف‌ها

ترس، هراس، وحشت، بیم، دلهره، اضطراب

لغت نامه دهخدا

( وحفة ) وحفة. [ وَ ف َ ] ( ع اِ ) آواز. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بانگ و آواز. ( ناظم الاطباء ). || سنگ سیاه.ج، وِحاف. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با وحفه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اللهم ادفع عن وليّك وخليفتك وحجّتك على خلقك ولسانك المعبّر عنك باذنك الناطقبحكمتك وعينك الناظرة على بريتك وشاهدك على عبادك الجحجاج المجاهد العايذ بك عندكواعذه من شرّ جميع ما خلقت وبرئت وانشات وصورت واحفظه من بين يديه ومن خلفه وعنيمينه وعن شماله ومن فوقه و من تحته بحفظك الّذى لايضيع من حفظته به واحفظ فيهرسولك وآبائه ائمتك ودعايم دينك واجعله فى وديعتك التى لا تضيع و فى جوارك الّذىلايخفر وفى منعك وعزك الّذى لا يقهر وآمنه بامانك الوثيق الّذى لايخذل من امنته به واجعله فى كنفك الّذى لايرام من كان فيه وايّده بنصرك العزيز وايّدهبجندك الغالب وقوّه بقوتك واردفه بملائكتكووال من والاه وعاد من عاداه والبسه درعك الحصينة وحفه بالملائكة حفا.

💡 در مواجهه با عظمت بی‌کران کوهستان‌های پوشیده از برف، نوعی وحفه و ترس مقدس در دل مسافران و کوهنوردان جوان ایجاد می‌شد.

💡 آن داستان ترسناک با توصیف دقیق صحنه‌های تاریک، نوعی وحفه و اضطراب عمیق را در میان شنوندگان ایجاد کرد که تا مدت‌ها باقی ماند.

💡 سکوت سنگین جنگل در میانه شب، باعث ایجاد وحفه و بیمی در دل گردشگران شد که نمی‌دانستند چه موجوداتی در تاریکی اطرافشان هستند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران