عفعف

لغت نامه دهخدا

عفعف.[ ع َ ع َ ] ( اِ صوت ) آواز سگ. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). حکایت آواز سگ. بانگ سگ. پارس. عوعو. نباح. واغ واغ. وعوع. وغواغ. وغوغ. هاف هاف. هفهف:
سگ عفعفک کند چو بدو نانکی دهی
دم لابگک کند بنشیند پس درک.خاقانی.از عفعف جحد برنگردی زنهار
کاو از سگان نشانه آبادی است.درویشی یوسف ( از آنندراج ذیل عف ). || عفعف، بتشدید فاء؛ به معنی آواز شتر، مجاز است. ( آنندراج ):
عفعف تاکی زنی همچون شتر در ملک عقل
چند سازی خویش را از تیغ هشیاری فگار.ملافوقی یزدی ( از آنندراج ).
عفعف. [ ع َ ع َ ] ( ع اِ ) بار درخت موز. ( منتهی الارب ). ثمر و بار طلح. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با عفعف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همت مرا چو شیر سرافکنده میبرد در هرطرف که میشنوم عفعف گلاب

💡 عفعف سگ دان همه دشنام خود حک کن از دیوان مردم نام خود

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز