مزوگله
لغت نامه دهخدا
مزوگله. [ م ِ زُ ل ِ ] ( فرانسوی، اِ ) ناحیه شفافی که حد فاصل بین سلولهای اکتودرمی و آندودرمی بدن غالب کیسه تنان [ از جمله ئیدرها و کتنوفورها ] است. ناحیه مزوگله را مایعی شفاف تشکیل میدهد که 95 درصد آب است و نتیجه ترشحات سلولهای اکتودرمی و آندودرمی است و در این مایع غالباًسلولهائی به حال آزاد شناورند و مجموعاً تشکیل مزانشیمی را میدهند. ( از جانورشناسی فاطمی ص 199 و ص 130 و ص 229 ). تیغه شفاف و چسب مانند که غلظت کمی دارد و در آن عناصر تشریحی و سلولهای مهاجر شناورند و حد فاصل دو برگه آندودرم و اکتودرم در کیسه تنان است. ( از دایرة المعارف کیه ).
جمله سازی با مزوگله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در حدود ۲۰ هزار گونه از این شاخه وجود دارد که همگی در شرایط بسیار مرطوب زندگی میکنند. تعدادی زندگی آزاد و تعدادی هم زندگی انگلی دارند. کرمهای پهن دارای یک مزوگله ژلاتینی هستند که دارای سلولهایی است و به عنوان پارانشیم مزودرمی سازمانیافتگی پیچیدهای نسبت به شاخههای دیگر کرمها نشان میدهند.