مسند فروزنده

لغت نامه دهخدا

مسندفروزنده. [ م َ ن َ ف ُ زَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) مسندفروز. مسندافروز. رجوع به همین دو ماده شود.

فرهنگ فارسی

مسند فروز

جمله سازی با مسند فروزنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو بر زد سر از کوه روشن چراغ چو دیبا فروزنده شد دشت و راغ

💡 آتش نورانى و فروزنده كجا، و خاك تيره و متعفن كجا؟ آيا موجود شريفى همچون من دربرابر موجود پستترى بايد خضوع و تواضع كند؟ ! اين چه قانونى است ؟!.

💡 نفسم گشت فروزنده چو آتش زآن روز که مرا زند تو در سوخته افگند شرار

💡 امام ماه تابنده و چراغ فروزنده و نور طلوع كننده و اختر رهنما است در تارهاى شب تاريكو دليل هدايت و نجات بخش از هلاكت.

💡 هر دم از رای منیر تو کند کسب ضیا مهر تابان که فروزنده این انجمنست

شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز