غمزه ٔ گل

لغت نامه دهخدا

غمزه گل. [ غ َ زَ / زِ ی ِ گ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از شکفتن گل. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).

جمله سازی با غمزه ٔ گل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غمزه زبان تیزتر از خارها جهد گره گیرتر از کارها

💡 ندارم قوّت دیدار ابروی کمانش را ز تیر غمزه آن ترک بی‌زنهار می‌ترسم

💡 چه محتاج قتل خیالی به تیغ به یک غمزه خود کار او آخر است

💡 ببست غمزه شوخت بزلف دلبندم بخویش بست و زعالم گسست پیوندم

💡 جان را به چهره شاد کنی؟ دل ما را به غمزه بربایی؟

💡 از زلف گاهی خاطر پریشان از غمزه گاهی در تاب و در تب

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
مفتوح یعنی چه؟
مفتوح یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز