فرهنگستان زبان و ادب
{unaccompanied baggage} [حمل ونقل هوایی] توشۀ متعلق به مسافر یا خدمه که با هواگَرد دیگر حمل شود
{unaccompanied baggage} [حمل ونقل هوایی] توشۀ متعلق به مسافر یا خدمه که با هواگَرد دیگر حمل شود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او سفر کرد و ز تقویست بره توشۀ او جاودان باد بقای دو جگر گوشۀ او
💡 ای دانۀ دل نهاده در خوشۀ اشک در راه غمت شد سپری توشۀ اشک
💡 گفتم: خواسته از بهر چه به کار آید؟ گفت: تا حق خویشان و نزدیکان بگزاری و به سوی پدر و مادر ذخیره بفرستی و توشۀ آن جهان از بهر خود برداری و دشمن را بدان دوست گردانی و دوست را بینیاز کنی.
💡 مردی او را گفت مرا وصِیّتی کن گفت توشۀ بسیار برگیر این سفر را کی فرا پیش داری.
💡 از آن بخشید گنج خود تمامی که سازد توشۀ ره نیکنامی
💡 طعمۀ سگ را نپسندد خرد آنچه منش توشۀ ره می کنم