افسون اوردن

مترادف‌ها

جادو کردن، سحر کردن

متضادها

افسون زدایی کردن

لغت نامه دهخدا

( افسون آوردن ) افسون آوردن. [ اَ وَ دَ ] ( مص مرکب ) فسون آوردن. افسون خواندن. کلمات عزایم آوردن.

فرهنگ فارسی

( افسون آوردن ) فسون آوردن افسون خواندن

جمله سازی با افسون اوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از فیلم‌ها یا مجموعه‌های تلویزیونی که وی در آن‌ها نقش داشته‌است، می‌توان به سانست بیچ، بورلی هیلز، ۹۰۲۱۰، افسون‌شده و فرشتگان چارلی اشاره نمود.

💡 مانی به ماه نو که بشیبم چو بینمت چون شیفته شوم کنی افسون به دوستی

💡 هر چه دارد خانهٔ آیینه بیرنگ است و بس محو افسون دلم‌، تمثال کو، حیرت‌ کدام

💡 از افسون جرسها محملی پیدا نشد بیدل کنون آواز پایش در صدای خویش می‌جویم

💡 قسمت ساحل ز دریا جز کف افسون نیست حال گوهرهای بحر از مشت خاک ما مپرس

💡 افسون حیرتم ز تو قطع نظر نکرد پیچیده است رشتهٔ سازم‌ گسسته نیست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران