افسون زده

مترادف‌ها

مسحور، جادویی، طلسم‌شده

متضادها

نفرین شده

لغت نامه دهخدا

افسون زده. [ اَ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) فریفته شده از افسون افسونگران. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

فریفته شده از افسون افسونگران

جمله سازی با افسون زده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كفّار تهديد انبيا را توخالى و دروغ مى پنداشتند. در سوره ى هود آيه 27 مى خوانيم:( بل نظنكم كاذبين ) (142) گمان مى كنيم شما دروغگوييد. يااينكه مفرعون به موسى عليه السلام گفت: ( انى لاظنّك يا موسى مسحوراً)(143) براستى كه گمان مى كنم كه تو افسون زده اى.

💡 او که از زیبایی خیره‌کننده آن منظره کوهستانی افسون زده بود، ساعت‌ها بدون حرکت به افق خیره ماند و به هیچ چیز فکر نمی‌کرد.

💡 تماشاگران در پایان نمایش تئاتر، که کاملاً افسون زده‌ی بازی‌های دراماتیک بازیگران بودند، ایستاده و با صدای بلند برای آن‌ها تشویق کردند.

💡 کودکان با شنیدن داستان‌های پریان و جادویی، کاملاً افسون زده شده و با اشتیاق به دنیای خیالی و شگفت‌انگیز داستان‌ها سفر می‌کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران