اعور کلبی

لغت نامه دهخدا

اعور کلبی. [ اَع ْ وَ رِ ک َ ] ( اِخ ) حکیم بن عیاش. رجوع به عقدالفرید ج 5 ص 245 و 246 و حکیم بن عیاش شود.

فرهنگ فارسی

حکیم بن عیاش

جمله سازی با اعور کلبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 4- مهمانى بدون تكلف  حارث اعور يكى از اصحاب خاص امير المؤ منين عليه السلام به خدمت حضرت رسيد وعرض كرد: يا امير المؤ منين دوست دارم با خوردن غذا در خانه ما مرا سرافراز فرمائى !

💡 حارث اعور مى گويد:((من رفتم و چند صفحه به يك درهم خريدم و آوردم )). در بعضىمتون دارد: ((حارث چند صفحه به يك درهم خريد و آن را به نزد على (ع ) دانش زيادىبرايش نوشت.))

💡 روايـت شـده از زكرياى اعور كه گفت: ديدم حضرت ابوالحسن موسى عليه السلام را كهايـسـتـاده بـود بـه نـماز ونماز مى خواند ودر پهلوى آن حضرت پيرمردى سالخورده بودقصد كرد از جاى برخيزد، عصايى داشت مى خواست عصاى خود را به دست آورد حضرت باآنكه در نماز ايستاده بود خم شد عصاى پير را برداشته به دستش ‍ داد سپس برگشت بهموضع نماز خود.

💡 5 - اميرالمؤ منين عليه السلام در جواب يكى از شيعيان واقعى و اصحاب باوفايش به نام((حارث بن اعور همدانى )) فرمود: اى حارث همدانى ! بدان، هر كس از مؤ منان و منافقانكه بميرد مرا مى بيند.(76)

💡 شريك بن اعور، سيد و بزرگ قوم خود بود و در زمان معاويه مى زيست. وىشكل و شمايل بدى داشت. اسمش شريك بود و پدرش نيز اعور نام داشت كه به معنىكسى است كه يك چشمش معيوب باشد.

💡 76- چشم چپ هاشم اعور بود به سبب تيرى كه در جنگ يرموك در زمان عمر بن خطاببه چشم او اصابت كرد.

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز