پیش پر

لغت نامه دهخدا

پیش پر. [ پ َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بربرود بخش الیگودرزشهرستان بروجرد واقع در 43 هزارگزی جنوب الیگودرز کنار راه مالرو چشمه ویران به قلعه هومه. کوهستانی و معتدل، دارای 109 تن سکنه. آب آنجا از چاه و قنات. محصول آن غلات و لبنیات. شغل اهالی آنجا زراعت و گله داری و راه آن مالروست. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان بربرود بخش الیگودرز شهرستان بروجرد

جمله سازی با پیش پر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ورا هم ندیدی به خاک اندرون بران سان فگنده پیش پر ز خون

💡 بینداخت و بگذاشت او را بتن ز پیش پری شد نهان اهرمن

💡 بکش پای از طمع ای سیدا با کهربا بنگر که در پیش پر کاهی به رنگ زرد می آید

💡 ز گرگان بیامد به شهر نسا یکی رهنمون پیش پر کیمیا

💡 طاوس‌وار پیش پر خویش عاشقی از غیب غافلی که چه پرها همی‌دهند

آبشش یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز