ناپذیرا

لغت نامه دهخدا

ناپذیرا. [ پ َ ] ( نف مرکب ) ناپذیر. نپذیرنده. که پذیرا نیست. قبول نکننده. مقابل پذیرا. رجوع به پذیرا شود.

فرهنگ عمید

ناپذیرنده.

جمله سازی با ناپذیرا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تلاش ناموفق پتر کبیر برای اشغال گیلان بین ۱۷۲۳ و ۱۷۳۲ تا حدی به خاطر اقلیم ناپذیرای آن شکست خورد.

💡 فروسو، برسو، پذیرا، ناپذیرا، ناخفته، ناپوسیده، ناچرب، نارونده، ناجهنده، ستان (Supine)، اندر (Prone)، چگونگی، چندی، یکیی، بادناک، بوی‌ناک، بیماری‌ناک، خشم‌ناک، خواب‌ناک، سبوس‌ناک، سنگ‌ناک، کف‌ناک، گوشت‌ناک، شوره‌ناگ، موی‌ناگ، غمگن، شوخگن، بیمارگین و …

💡 فروسو، برسو، پذیرا، ناپذیرا، ناخفته، ناپوسیده، ناچرب، نارونده، ناجهنده، ستان (Supine)، اندر (Prone)، چگونگی، چندی، یکیی، بادناک، بوی‌ناک، بیماری‌ناک، خشم‌ناک، خواب‌ناک، سبوس‌ناک، سنگ‌ناک، کف‌ناک، گوشت‌ناک، شوره‌ناگ، موی‌ناگ، غمگن، شوخگن، بیمارگین و...

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز