لغت نامه دهخدا
اسطرلاب سرطانی مجنح. [ اُ طُ ب ِس َ رَ ی ِ م ُ ج َن ْ ن َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ابونصر منصوربن علی بن عراق در سال 420 هَ.ق. کتابی در اسطرلاب سرطانی مجنح تألیف کرد. ( التفهیم ص 298 ح ).
اسطرلاب سرطانی مجنح. [ اُ طُ ب ِس َ رَ ی ِ م ُ ج َن ْ ن َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ابونصر منصوربن علی بن عراق در سال 420 هَ.ق. کتابی در اسطرلاب سرطانی مجنح تألیف کرد. ( التفهیم ص 298 ح ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ديگرى مى نويسد: مراتب علمى شيخ را هيچ كس از دوست و دشمن منكر نبود و لكن گمان مىكردند كه فقط معلومات او منحصر به همان فقه واصول است. نگارنده در چند جلسه فهميدم كه قطع نظر از جنبه فقاهت از بقيه علوم هماطلاع كافى دارد؛ از آن جمله، علم تاريخ و جغرافيا و... در اين اواخر نزد مرحوم ميرزاجهان بخش منجم مشغول خواندن علم نجوم و اسطرلاب بود.(456)
💡 از قرن ۸ تا قرن ۱۲ یکی از اساسیترین پیشرفتهای فناوری در زمینه ناوبری از راه دور به وجود آمد. تاخت و تاز وایکینگها و هجوم جنگ جویان مسیحی در خاورمیانه باعث چند دستگی و پالایش فناوریهای قابل استفاده برای سفرهای خارجی شد. مردم توانستند کشتیها (به خصوص کشتیهای بلند) را بهبود ببخشند. اسطرلاب به شدت سفرهای خارجی را آسان کرد. بهبود سفرها باعث شد تجارت و تنوع محصولات مصرفی افزایش یابد.
💡 البته به گفتهٔ سرگئی تولستوف، باستانشناس روس و حفار بنا، رصدخانه در قوی قریلگان قلعه، در این رصدخانه قدیمیترین ستارهیاب اسطرلاب جهان کشف شدهاست. کشف این ستارهیاب نشان داد که دست کم صدها سال پیش از بطلمیوس در سرزمین ایران اختراع اسطرلاب وجود داشتهاست.